|
سیبها گاهی سرخاند و گاهی سبزاند و گاهی...اند
|
دلم برای«ت» تنگ شده است. برای خندیدن«ت»، ناراحتشدن«ت» حتی عصبانیت«ت» نمیدانم کجایی و چه میکنی؟
فقط میدانم که دیگر نیستی. و همین نبودن«ت» برایم آزار دهندهاست.
از «تو» تنها نشانههای«ت» به یادگار مانده. این روزها دیدن آنها هم برایم آزار دهنده است.
نمیدانم «تو» هم دل«ت» برای من تنگ شده؟ یا نه؟
دلم برای«ت» تنگ شده است. برای خندیدن«ت»، ناراحتشدن«ت»، قرآن خواندن«ت»، درسدادن«ت».
نمیدانم کجایی؟ از «تو» تنها نشانهای مانده که همه را به یاد«ت» میاندازد.
دیدن این نشانه برایم، آرامش میآورد. در آغوش گرفتنش مثل ایناست که در دریای طوفانی، تکه چوبی برای نجات بدهند.
دلم میخواهد در آغوشم بگیری...
دلم برای«ت» تنگ شده است. برای نگاهکردنهای«ت»، ناراحتشدن«ت»، حتی خواندن«ت» دلم میخواهد باز هم از همان مدل استدلالهایی که نمیشد از کنارش گذشت برایم بیاوری.
دلم برای«ت» تنگ شده برای استقامت«ت»، برای محکم بودن«ت» برای این که استوار میماندی و صبور بودی. صبور واژهای که این روزها برای «تو» بکار بردنش مثل مسخره کردن«ت» میماند. انگارکسی بخواهد مسخرها«ت» کند.
***
پ.ن1: «تو»، تو نیستی، دچار توهم فانتزی نشوید. لطفا. قلبی که یک بار برای بودن تو درد می گرفت حالا که نیستی هم هر روز درد می گیرد.
پ.ن2: خیلی جالب است، که از یک کلاس یکوساعتونیمی نیم ساعت اولش را سر کلاس حاضر نشوی بعد از نیم ساعت هم از کلاس بیرون بروی.
پ.ن3: هیچ کدام از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری اصلا و ابدا از امکانات دولتی استفاده نکرده و نمیکنند.
پ.ن4: همهی زندگی و تلاش باید تنها برای رسیدن به یک چیز باشد. پول.
پ.ن5: چقدر پلید شدهایم؟ هر جا که به نفعمان است از خدا و امام و هر کس دیگر مایه میگذاریم. ولی وای به لحظهای که برای خود و منافعمان احساس خطر کنیم، مرد از نامرد مشخص میشود.
پ.ن6: کاش مثل وقتیکه سخنرانی میکنیم، یادمان باشد که هدف وسیله را توجیه نمیکند.
خیلی شکسته شده. اصلا صدایش هم در نمیآید کاری به کار هیچکس ندارد.
از تصور این که روزی من هم پیر میشوم نگرانم.
نمیدانم.
آدمی که همه رویش حساب ویژه باز میکردند. برای همه پدر بود مشاور و تصمیمگیرنده، حالا روی کاناپه نشسته و صدایش هم در نمیآید.
کاری به کار کسی ندارد. برایش هم هیچ چیز مهم نیست. دلم برایش میسوزد یا نه را نمیدانم. فقط میدانم روزگار غریبیست.
من که آمده بودن برای دید و بازدید عید.
-----------------------------------------------------------
پ.ن1: لایکلف الله نفسا الا وسعها
پ.ن 2: هر کس اندازه ی شعور و درکش می فهمد. (فهم به شناسنامه، ریش و صورت شصت تیغ و تسبیح و کراوات چادر کیپ گرفتن و مانتو چسبان کم پارچه ندارد)
پ.ن 3: هرکس برای خودش حد و اندازهای دارد. (پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست و حتی همکار همه دارای حد هستند و ما معین می کنیم که در چه حدی باشند)
پ.ن 4: هیچ؛ لازم نیست از آدمها توقع داشته باشیم. (رفتار آدم ها واکنشیست به رفتار ما)
پ.ن 5: بهترین صدقه دادن صدقه پنهانی است.
دلم برایت میسوزد.
برای این که گفتههایت را با زبان سر تکذیب ولی به دل میپذیرم.
کسی که فقط ادعایش میشود بزرگ است و تنها به شناسنامه اش تکیه دارد، چه میفهمد؟
اصلا مگر می فهمد؟
فقط ادعایش را خوب بلد است.
لاف میزند که من هم...
نتمی دانم چرا تا این قدر دلم برایت میسوزد، شاید برای اینکه تو هم مثل من زود بزرگ شدی؟
ایکاش نمیشنیدم.
شاید نباید میدیدمش که بشنوم.
نپرس چهرا؟
و نپرس کهرا؟
نمیگویم،
تنها کاری که از من ساخته است. دلداریست،
آن را هم دیگر نمیدانم.
شاید بگویم نمی توانم.